تاملی درفرهنگ زيست محيطي ما                                                                         

تاملی درفرهنگ زيست محيطي ما                                                                                                                                 مجتبي تركاراني(دكتري جامعه شناسي توسعه ازدانشگاه تهران)

 

دغدغه زيست محيطي و حفظ منابع طبيعي امروزه در سطح جهان از حد يك باور و نگرش شخصي فراتر رفته و به يك دستور(agenda) كار براي سياستگذاران و برنامه ريزان جهاني  در اجلاس و كنفرانس هاي جهاني بدل شده است.

 پيمان ها وکنوانسيون هاي  بين المللي  نظير كيوتو و بیانیه ریو دو ژانیرو  همگي در راستاي حفاظت از محيط زيست و جاوگيري از تهديدهاي پيش رو در آينده كره زمين هستند. ولي با اين همه هنوز دولت هاي سراسر جهان به دلايل مختلف از اجراي اين پيمانها سرباز مي زنند.

در كنار دولت ها اكنون نهاد هاي مدني و جنبش هاي اجتماعي كه صداي جامعه مدني هستند  نيز  به صف حاميان زيست محيطي و منابع طبيعي تبديل شده اند. در ايران نيز با وجود كم كاري دولت ها در زمينه حفاظت از محيط زيست دارند و بي مهري و حتي سخت گيري كه به نهادهاي مدني مي شود، نهادهاي مدني زيست محيطي  فعال بوده  و در حد توان خود اقدامات ارزشمندي انجام داده اند.با وجود ضعف نهادهاي مدني در لرستان خوشبختانه نهادهاي غير دولتي زيست محيطي در اين يك دهه توانسته اند خلا موجود در اين زمينه را تا حدي پرنموده و تلاشهايي در جهت حفظ محيط زيست بعمل آورده و اذهان جامعه را نسبت به خطرات زيست محيطي هوشيار نمايند.

 

ادامه نوشته

تاملی درفرهنگ زيست محيطي ما                                                                         

تاملی درفرهنگ زيست محيطي ما                                                                                                                                 مجتبي تركاراني(دكتري جامعه شناسي توسعه ازدانشگاه تهران)

 

دغدغه زيست محيطي و حفظ منابع طبيعي امروزه در سطح جهان از حد يك باور و نگرش شخصي فراتر رفته و به يك دستور(agenda) كار براي سياستگذاران و برنامه ريزان جهاني  در اجلاس و كنفرانس هاي جهاني بدل شده است.

 پيمان ها وکنوانسيون هاي  بين المللي  نظير كيوتو و بیانیه ریو دو ژانیرو  همگي در راستاي حفاظت از محيط زيست و جاوگيري از تهديدهاي پيش رو در آينده كره زمين هستند. ولي با اين همه هنوز دولت هاي سراسر جهان به دلايل مختلف از اجراي اين پيمانها سرباز مي زنند.

 

ادامه نوشته

تاملی درفرهنگ زيست محيطي ما                                                                         

تاملی درفرهنگ زيست محيطي ما                                                                                                                                 مجتبي تركاراني(دكتري جامعه شناسي توسعه ازدانشگاه تهران)

 

دغدغه زيست محيطي و حفظ منابع طبيعي امروزه در سطح جهان از حد يك باور و نگرش شخصي فراتر رفته و به يك دستور(agenda) كار براي سياستگذاران و برنامه ريزان جهاني  در اجلاس و كنفرانس هاي جهاني بدل شده است.

 پيمان ها وکنوانسيون هاي  بين المللي  نظير كيوتو و بیانیه ریو دو ژانیرو  همگي در راستاي حفاظت از محيط زيست و جاوگيري از تهديدهاي پيش رو در آينده كره زمين هستند. ولي با اين همه هنوز دولت هاي سراسر جهان به دلايل مختلف از اجراي اين پيمانها سرباز مي زنند.

در كنار دولت ها اكنون نهاد هاي مدني و جنبش هاي اجتماعي كه صداي جامعه مدني هستند  نيز  به صف حاميان زيست محيطي و منابع طبيعي تبديل شده اند. در ايران نيز با وجود كم كاري دولت ها در زمينه حفاظت از محيط زيست دارند و بي مهري و حتي سخت گيري كه به نهادهاي مدني مي شود، نهادهاي مدني زيست محيطي  فعال بوده  و در حد توان خود اقدامات ارزشمندي انجام داده اند.با وجود ضعف نهادهاي مدني در لرستان خوشبختانه نهادهاي غير دولتي زيست محيطي در اين يك دهه توانسته اند خلا موجود در اين زمينه را تا حدي پرنموده و تلاشهايي در جهت حفظ محيط زيست بعمل آورده و اذهان جامعه را نسبت به خطرات زيست محيطي هوشيار نمايند.

چنين حركت هايي در سطوح اقشار خاصي از جامعه وجود دارد  ومتاسفانه اين گونه حركت ها چندان فراگير نبوده و در ميان عامه مردم دلبستگي ايجاد نكرده است. بسياري از افراد در عين اعتراف به مشكلات زيست محيطي و اقرار به پيامدهاي منفي فردي و اجتماعي و محيطي  اين مشكلات ، كمتر تلاشي فردی يا اقدامی جمعی در این جهت انجام می دهند.

در اين مقاله كوتاه برآنيم كه به بعضي از علل اجتماعی و فرهنگی این موضوع  اشاره كنم وبه پيش فرض ها و باورهاي) axiom ( عمومي كه در اين زمينه وجود دارند اشاره شود.

1-تصور فنا ناپذيري از منابع طبيعي: افراد تصور مي كنند همچنانكه از ازل تاكنون اين طبيعت بدين شكل ادامه داشته در آينده نيز همچنان ادامه خواهد داشت.  در حاليكه يافته هاي علمي نشان مي دهد هوا گرم تر شده ، يخ ها آب شده اند، دريا ها عقب نشيني كرده و جنگل ها بيابان شده اند ... اينها همه شواهد از بين رفتن محيط زيست و مصرف بيش از حد آنها بواسطه دخالت و استثمار آدميان است.

2- طبيعت حق همه است و همه حق دارند هر آنگونه كه بخواهند از آن استفاده كنند. اين  باور شايد در يك جامعه محدود . منابع گسترده و انسانهاي با تكنولوژي ساده تا حدي قابل فهم بود ولي با جمعيت هفت ملياردي  امروز و تكنولوژي هاي پيشرفته و آدميان جاه طلب و خودخواه امروز بيشتر به  يك جنون شبيه مي باشد.

3- ديگران  قبلا سهم خود را از طبيعت برده و پيشرفت كرده اند.من هم سهم خود را از طبيعت مي خواهم:اين باور و استدلال بيشتر از سوي افراد و گروههايي مطرح مي شود كه نابرابري موجود در جهان را قبول نداشته و خواهان اين هستند كه در اين مسابقه براي كسب فايده بيشتر از جهان بايد  سهم بيشتري از اين منابع داشته باشند پيامد اين نگرش و رفتار هم برايشان مهم نيست.

4-عدم آگاهي وباوربه وجود بحران هاي زيست محيطي و عمق بحرانها در آينده:جامعه ا ي كه تفكر علمي نداشته باشد نمي تواند روند بحرانها را پيش بيني و يا حتي آنها را درك نمايد . چنين جامعه اي تصور مي كند  اين بحرانها در اين حد واقعي نبوده و در آينده نيز مي توان تخريب محيط زيست  رابه راحتي  به حالت اول خود بر گردد. چنين تصورات متافيزيكي و اسطورهاي روند تكوين و فرسايش پديد ه هاي زيست محيطي را بصورت علمي باور ندارد.

5-وظيفه حفط محيط زيست به عهده دولت هاست. در جامعه اي كه دولت ها همه كاره اند حفظ زيست محيط نيز همچون ديگر امور به عهده دولت مي باشدو مردم نيازي به دخالت و همياري در اين زمينه ها نمي بينند. مانند مورد سهمیه بندی آب که با وجود اخطارهای مکرر دولت ها، مردم کمتر بدان توجه دارند و در هرصورت دولت را مسئول برآورده کردن آب و کمتر خورد را مقید به رعایت و صرفه جویی می دانند.

6-نگاه خشن و نامهربان به طبيعت: براي جامعه اي كه سابقه زندگي ايلي و عشايري داشته نگاه خشن و نامهربان نسبت به طبيعت وجود داشته است. چرا افراد مجبور بوده اند برای بقاء ومعیشت خود وخانواده ودامهايش را از طبيعت تامين نماید.چنين نگاه ابزارگرايانه اي باعث شده ، تا آنجا كه مي توانند از همه مواهب طبيعت بهره برداري كرده وكمتر محبتي در حق طبيعت داشته باشد.گرچه انسان مدرن امروز نیز نگاه خشن تر و ابزار گرایانه تری نسبت به طبیعت دارد. ولی انسان سنتي نیز نسبت به انسان مدرن اگرظلم كمتري نسبت به طبيعت روا داشته از ضعف ابزار هايش بوده نه از مهربانی اش با طبیعت!

7-نگاه گسسته و انزوا گرايانه از جهان پيرامون خود:اين تصور ريشه در اين نگاه دارد كه ما  فرآيند جهاني شدن را هنوز درك و دروني نكرده ايم.نمي دانيم با ديگر جهانيان در يك كشتي نشسته ايم و مي خواهيم زير پايمان را سوراخ كنيم. باور داريم كه ديگران وقتي بدي مي كنند خود مكافاتش را خواهند ديد. نمي دانيم كوتاهي كشور همسايه در محيط زيست گرد و غبارش را نصيب ما خواهد كرد.  هنوز در همان همان حال و هواي همان  نماينده اي مجلسي هستيم كه در مخالفت با پيوستن ايران به پيمان حفاظت از لايه ازون گفت:

"ما كه لايه ازن را سوراخ نكرده ايم آنهايي كه  آن راسوراخ كرده اند بروند و درستش كنند.!!!)

علاوه بر موارد بالا  عوامل اجتماعي و اقتصادي زير نيز در تقويت اين تصورات موثر بوده اند.

1-ناسازگاری  سبك زندگي ( تغذيه و فراغت و مناسك)جامعه با حفظ محيط زيست  .مانند سبك تغذيه اي كباب خوردن! وسبک فراغتی ...!)

2-گستردگي پديده فقر و برآورده نمودن نيازهاي معيشتي از طریق طبيعت:كشاورزي كه راهي جز كشت زمين هاي بي بازده ديم ندارد وزغال فروش كه كاسبي جز فروش زغال نمي شناسد ودامداري كه براي سير كردن شكم خانواده اش دام هايش را به قيمت نابودي مراتع افزايش مي دهد... تا زمانی که آلترناتیو و جانشین های مناسبی مطرح نشوند نمی توان انتظار تغییر رویه از آنهاداشت.

3-اولويت ارزشي يك جامعه فقير در حد برآورده نمودن نياز هاي مادي است درحاليكه دغدغه های زيست محيطي به گفته اينگلهارت جزء ترجیحات و اولویت های فرامادي می باشد. بنابراین براي كسي كه دغدغه گذران زندگي امروزو نان فرزندانش را دارد چه غم كه فردا درختان بلوط و يا درياچه گهر و...وجود نخواهد داشت. به عبارتی هنوز ارزشهای بقاء بر ارزشهای بیانی غلبه دارد.

4-در همه جوامع دغدغه های زيست محيطي متعلق به طبقه متوسط و بالاي جامعه شهري مي باشند. با توجه به اینکه در جامعه لرستان طبقه متوسط  مدرن هنوز ضعيف و نوپا مي باشدوحتی بسياري از افراد موجود در طبقه متوسط زمان تازه وارد این طبقه شده و خود را در این طبقه تثبیت  نکرده اند واحساس   ناامني هاي ذهني ناشي از  تثبيت موقعيت خود در طبقه متوسط و هراس از بازگشت به طبقه پايين را در ذهن خود دارند. بنابراین سبک زندگی و آرمانهای این طبقه نوپدید کمتر متمایل به محیط زیست است.

به اميد آنكه همه طبیعت را سرای خود بدانیم.

 

 

 

 

تاملی درفرهنگ زيست محيطي ما                                                                         

تاملی درفرهنگ زيست محيطي ما                                                                                                                                 مجتبي تركاراني(دكتري جامعه شناسي توسعه ازدانشگاه تهران)

 

دغدغه زيست محيطي و حفظ منابع طبيعي امروزه در سطح جهان از حد يك باور و نگرش شخصي فراتر رفته و به يك دستور(agenda) كار براي سياستگذاران و برنامه ريزان جهاني  در اجلاس و كنفرانس هاي جهاني بدل شده است.

 پيمان ها وکنوانسيون هاي  بين المللي  نظير كيوتو و بیانیه ریو دو ژانیرو  همگي در راستاي حفاظت از محيط زيست و جاوگيري از تهديدهاي پيش رو در آينده كره زمين هستند. ولي با اين همه هنوز دولت هاي سراسر جهان به دلايل مختلف از اجراي اين پيمانها سرباز مي زنند.

در كنار دولت ها اكنون نهاد هاي مدني و جنبش هاي اجتماعي كه صداي جامعه مدني هستند  نيز  به صف حاميان زيست محيطي و منابع طبيعي تبديل شده اند. در ايران نيز با وجود كم كاري دولت ها در زمينه حفاظت از محيط زيست دارند و بي مهري و حتي سخت گيري كه به نهادهاي مدني مي شود، نهادهاي مدني زيست محيطي  فعال بوده  و در حد توان خود اقدامات ارزشمندي انجام داده اند.با وجود ضعف نهادهاي مدني در لرستان خوشبختانه نهادهاي غير دولتي زيست محيطي در اين يك دهه توانسته اند خلا موجود در اين زمينه را تا حدي پرنموده و تلاشهايي در جهت حفظ محيط زيست بعمل آورده و اذهان جامعه را نسبت به خطرات زيست محيطي هوشيار نمايند.

چنين حركت هايي در سطوح اقشار خاصي از جامعه وجود دارد  ومتاسفانه اين گونه حركت ها چندان فراگير نبوده و در ميان عامه مردم دلبستگي ايجاد نكرده است. بسياري از افراد در عين اعتراف به مشكلات زيست محيطي و اقرار به پيامدهاي منفي فردي و اجتماعي و محيطي  اين مشكلات ، كمتر تلاشي فردی يا اقدامی جمعی در این جهت انجام می دهند.

در اين مقاله كوتاه برآنيم كه به بعضي از علل اجتماعی و فرهنگی این موضوع  اشاره كنم وبه پيش فرض ها و باورهاي) axiom ( عمومي كه در اين زمينه وجود دارند اشاره شود.

1-تصور فنا ناپذيري از منابع طبيعي: افراد تصور مي كنند همچنانكه از ازل تاكنون اين طبيعت بدين شكل ادامه داشته در آينده نيز همچنان ادامه خواهد داشت.  در حاليكه يافته هاي علمي نشان مي دهد هوا گرم تر شده ، يخ ها آب شده اند، دريا ها عقب نشيني كرده و جنگل ها بيابان شده اند ... اينها همه شواهد از بين رفتن محيط زيست و مصرف بيش از حد آنها بواسطه دخالت و استثمار آدميان است.

2- طبيعت حق همه است و همه حق دارند هر آنگونه كه بخواهند از آن استفاده كنند. اين  باور شايد در يك جامعه محدود . منابع گسترده و انسانهاي با تكنولوژي ساده تا حدي قابل فهم بود ولي با جمعيت هفت ملياردي  امروز و تكنولوژي هاي پيشرفته و آدميان جاه طلب و خودخواه امروز بيشتر به  يك جنون شبيه مي باشد.

3- ديگران  قبلا سهم خود را از طبيعت برده و پيشرفت كرده اند.من هم سهم خود را از طبيعت مي خواهم:اين باور و استدلال بيشتر از سوي افراد و گروههايي مطرح مي شود كه نابرابري موجود در جهان را قبول نداشته و خواهان اين هستند كه در اين مسابقه براي كسب فايده بيشتر از جهان بايد  سهم بيشتري از اين منابع داشته باشند پيامد اين نگرش و رفتار هم برايشان مهم نيست.

4-عدم آگاهي وباوربه وجود بحران هاي زيست محيطي و عمق بحرانها در آينده:جامعه ا ي كه تفكر علمي نداشته باشد نمي تواند روند بحرانها را پيش بيني و يا حتي آنها را درك نمايد . چنين جامعه اي تصور مي كند  اين بحرانها در اين حد واقعي نبوده و در آينده نيز مي توان تخريب محيط زيست  رابه راحتي  به حالت اول خود بر گردد. چنين تصورات متافيزيكي و اسطورهاي روند تكوين و فرسايش پديد ه هاي زيست محيطي را بصورت علمي باور ندارد.

5-وظيفه حفط محيط زيست به عهده دولت هاست. در جامعه اي كه دولت ها همه كاره اند حفظ زيست محيط نيز همچون ديگر امور به عهده دولت مي باشدو مردم نيازي به دخالت و همياري در اين زمينه ها نمي بينند. مانند مورد سهمیه بندی آب که با وجود اخطارهای مکرر دولت ها، مردم کمتر بدان توجه دارند و در هرصورت دولت را مسئول برآورده کردن آب و کمتر خورد را مقید به رعایت و صرفه جویی می دانند.

6-نگاه خشن و نامهربان به طبيعت: براي جامعه اي كه سابقه زندگي ايلي و عشايري داشته نگاه خشن و نامهربان نسبت به طبيعت وجود داشته است. چرا افراد مجبور بوده اند برای بقاء ومعیشت خود وخانواده ودامهايش را از طبيعت تامين نماید.چنين نگاه ابزارگرايانه اي باعث شده ، تا آنجا كه مي توانند از همه مواهب طبيعت بهره برداري كرده وكمتر محبتي در حق طبيعت داشته باشد.گرچه انسان مدرن امروز نیز نگاه خشن تر و ابزار گرایانه تری نسبت به طبیعت دارد. ولی انسان سنتي نیز نسبت به انسان مدرن اگرظلم كمتري نسبت به طبيعت روا داشته از ضعف ابزار هايش بوده نه از مهربانی اش با طبیعت!

7-نگاه گسسته و انزوا گرايانه از جهان پيرامون خود:اين تصور ريشه در اين نگاه دارد كه ما  فرآيند جهاني شدن را هنوز درك و دروني نكرده ايم.نمي دانيم با ديگر جهانيان در يك كشتي نشسته ايم و مي خواهيم زير پايمان را سوراخ كنيم. باور داريم كه ديگران وقتي بدي مي كنند خود مكافاتش را خواهند ديد. نمي دانيم كوتاهي كشور همسايه در محيط زيست گرد و غبارش را نصيب ما خواهد كرد.  هنوز در همان همان حال و هواي همان  نماينده اي مجلسي هستيم كه در مخالفت با پيوستن ايران به پيمان حفاظت از لايه ازون گفت:

"ما كه لايه ازن را سوراخ نكرده ايم آنهايي كه  آن راسوراخ كرده اند بروند و درستش كنند.!!!)

علاوه بر موارد بالا  عوامل اجتماعي و اقتصادي زير نيز در تقويت اين تصورات موثر بوده اند.

1-ناسازگاری  سبك زندگي ( تغذيه و فراغت و مناسك)جامعه با حفظ محيط زيست  .مانند سبك تغذيه اي كباب خوردن! وسبک فراغتی ...!)

2-گستردگي پديده فقر و برآورده نمودن نيازهاي معيشتي از طریق طبيعت:كشاورزي كه راهي جز كشت زمين هاي بي بازده ديم ندارد وزغال فروش كه كاسبي جز فروش زغال نمي شناسد ودامداري كه براي سير كردن شكم خانواده اش دام هايش را به قيمت نابودي مراتع افزايش مي دهد... تا زمانی که آلترناتیو و جانشین های مناسبی مطرح نشوند نمی توان انتظار تغییر رویه از آنهاداشت.

3-اولويت ارزشي يك جامعه فقير در حد برآورده نمودن نياز هاي مادي است درحاليكه دغدغه های زيست محيطي به گفته اينگلهارت جزء ترجیحات و اولویت های فرامادي می باشد. بنابراین براي كسي كه دغدغه گذران زندگي امروزو نان فرزندانش را دارد چه غم كه فردا درختان بلوط و يا درياچه گهر و...وجود نخواهد داشت. به عبارتی هنوز ارزشهای بقاء بر ارزشهای بیانی غلبه دارد.

4-در همه جوامع دغدغه های زيست محيطي متعلق به طبقه متوسط و بالاي جامعه شهري مي باشند. با توجه به اینکه در جامعه لرستان طبقه متوسط  مدرن هنوز ضعيف و نوپا مي باشدوحتی بسياري از افراد موجود در طبقه متوسط زمان تازه وارد این طبقه شده و خود را در این طبقه تثبیت  نکرده اند واحساس   ناامني هاي ذهني ناشي از  تثبيت موقعيت خود در طبقه متوسط و هراس از بازگشت به طبقه پايين را در ذهن خود دارند. بنابراین سبک زندگی و آرمانهای این طبقه نوپدید کمتر متمایل به محیط زیست است.

به اميد آنكه همه طبیعت را سرای خود بدانیم.

 

 

 

 

تاملی درفرهنگ زيست محيطي ما                                                                         

تاملی درفرهنگ زيست محيطي ما                                                                                                                                 مجتبي تركاراني(دكتري جامعه شناسي توسعه ازدانشگاه تهران)

 

دغدغه زيست محيطي و حفظ منابع طبيعي امروزه در سطح جهان از حد يك باور و نگرش شخصي فراتر رفته و به يك دستور(agenda) كار براي سياستگذاران و برنامه ريزان جهاني  در اجلاس و كنفرانس هاي جهاني بدل شده است.

 پيمان ها وکنوانسيون هاي  بين المللي  نظير كيوتو و بیانیه ریو دو ژانیرو  همگي در راستاي حفاظت از محيط زيست و جاوگيري از تهديدهاي پيش رو در آينده كره زمين هستند. ولي با اين همه هنوز دولت هاي سراسر جهان به دلايل مختلف از اجراي اين پيمانها سرباز مي زنند.

 

ادامه نوشته

تاملی درفرهنگ زيست محيطي ما                                                                         

تاملی درفرهنگ زيست محيطي ما                                                                                                                                 مجتبي تركاراني(دكتري جامعه شناسي توسعه ازدانشگاه تهران)

 

دغدغه زيست محيطي و حفظ منابع طبيعي امروزه در سطح جهان از حد يك باور و نگرش شخصي فراتر رفته و به يك دستور(agenda) كار براي سياستگذاران و برنامه ريزان جهاني  در اجلاس و كنفرانس هاي جهاني بدل شده است.

 پيمان ها وکنوانسيون هاي  بين المللي  نظير كيوتو و بیانیه ریو دو ژانیرو  همگي در راستاي حفاظت از محيط زيست و جاوگيري از تهديدهاي پيش رو در آينده كره زمين هستند. ولي با اين همه هنوز دولت هاي سراسر جهان به دلايل مختلف از اجراي اين پيمانها سرباز مي زنند.

 

ادامه نوشته

تاملی درفرهنگ زيست محيطي ما                                                                         

تاملی درفرهنگ زيست محيطي ما                                                                                                                                 مجتبي تركاراني(دكتري جامعه شناسي توسعه ازدانشگاه تهران)

 

دغدغه زيست محيطي و حفظ منابع طبيعي امروزه در سطح جهان از حد يك باور و نگرش شخصي فراتر رفته و به يك دستور(agenda) كار براي سياستگذاران و برنامه ريزان جهاني  در اجلاس و كنفرانس هاي جهاني بدل شده است.

 پيمان ها وکنوانسيون هاي  بين المللي  نظير كيوتو و بیانیه ریو دو ژانیرو  همگي در راستاي حفاظت از محيط زيست و جاوگيري از تهديدهاي پيش رو در آينده كره زمين هستند. ولي با اين همه هنوز دولت هاي سراسر جهان به دلايل مختلف از اجراي اين پيمانها سرباز مي زنند.

 

ادامه نوشته

تاملی درفرهنگ زيست محيطي ما                                                                         

تاملی درفرهنگ زيست محيطي ما                                                                                                                                 مجتبي تركاراني(دكتري جامعه شناسي توسعه ازدانشگاه تهران)

 

دغدغه زيست محيطي و حفظ منابع طبيعي امروزه در سطح جهان از حد يك باور و نگرش شخصي فراتر رفته و به يك دستور(agenda) كار براي سياستگذاران و برنامه ريزان جهاني  در اجلاس و كنفرانس هاي جهاني بدل شده است.

 پيمان ها وکنوانسيون هاي  بين المللي  نظير كيوتو و بیانیه ریو دو ژانیرو  همگي در راستاي حفاظت از محيط زيست و جاوگيري از تهديدهاي پيش رو در آينده كره زمين هستند. ولي با اين همه هنوز دولت هاي سراسر جهان به دلايل مختلف از اجراي اين پيمانها سرباز مي زنند.

در كنار دولت ها اكنون نهاد هاي مدني و جنبش هاي اجتماعي كه صداي جامعه مدني هستند  نيز  به صف حاميان زيست محيطي و منابع طبيعي تبديل شده اند. در ايران نيز با وجود كم كاري دولت ها در زمينه حفاظت از محيط زيست دارند و بي مهري و حتي سخت گيري كه به نهادهاي مدني مي شود، نهادهاي مدني زيست محيطي  فعال بوده  و در حد توان خود اقدامات ارزشمندي انجام داده اند.با وجود ضعف نهادهاي مدني در لرستان خوشبختانه نهادهاي غير دولتي زيست محيطي در اين يك دهه توانسته اند خلا موجود در اين زمينه را تا حدي پرنموده و تلاشهايي در جهت حفظ محيط زيست بعمل آورده و اذهان جامعه را نسبت به خطرات زيست محيطي هوشيار نمايند.

ادامه نوشته

تاملی درفرهنگ زيست محيطي ما                                                                         

تاملی درفرهنگ زيست محيطي ما                                                                                                                                 مجتبي تركاراني(دكتري جامعه شناسي توسعه ازدانشگاه تهران)

 

دغدغه زيست محيطي و حفظ منابع طبيعي امروزه در سطح جهان از حد يك باور و نگرش شخصي فراتر رفته و به يك دستور(agenda) كار براي سياستگذاران و برنامه ريزان جهاني  در اجلاس و كنفرانس هاي جهاني بدل شده است.

 پيمان ها وکنوانسيون هاي  بين المللي  نظير كيوتو و بیانیه ریو دو ژانیرو  همگي در راستاي حفاظت از محيط زيست و جاوگيري از تهديدهاي پيش رو در آينده كره زمين هستند. ولي با اين همه هنوز دولت هاي سراسر جهان به دلايل مختلف از اجراي اين پيمانها سرباز مي زنند.

در كنار دولت ها اكنون نهاد هاي مدني و جنبش هاي اجتماعي كه صداي جامعه مدني هستند  نيز  به صف حاميان زيست محيطي و منابع طبيعي تبديل شده اند. در ايران نيز با وجود كم كاري دولت ها در زمينه حفاظت از محيط زيست دارند و بي مهري و حتي سخت گيري كه به نهادهاي مدني مي شود، نهادهاي مدني زيست محيطي  فعال بوده  و در حد توان خود اقدامات ارزشمندي انجام داده اند.با وجود ضعف نهادهاي مدني در لرستان خوشبختانه نهادهاي غير دولتي زيست محيطي در اين يك دهه توانسته اند خلا موجود در اين زمينه را تا حدي پرنموده و تلاشهايي در جهت حفظ محيط زيست بعمل آورده و اذهان جامعه را نسبت به خطرات زيست محيطي هوشيار نمايند.

 

ادامه نوشته

تاملی درفرهنگ زيست محيطي ما                                                                         

تاملی درفرهنگ زيست محيطي ما                                                                                                                                 مجتبي تركاراني(دكتري جامعه شناسي توسعه ازدانشگاه تهران)

 

دغدغه زيست محيطي و حفظ منابع طبيعي امروزه در سطح جهان از حد يك باور و نگرش شخصي فراتر رفته و به يك دستور(agenda) كار براي سياستگذاران و برنامه ريزان جهاني  در اجلاس و كنفرانس هاي جهاني بدل شده است.

 پيمان ها وکنوانسيون هاي  بين المللي  نظير كيوتو و بیانیه ریو دو ژانیرو  همگي در راستاي حفاظت از محيط زيست و جاوگيري از تهديدهاي پيش رو در آينده كره زمين هستند. ولي با اين همه هنوز دولت هاي سراسر جهان به دلايل مختلف از اجراي اين پيمانها سرباز مي زنند.

در كنار دولت ها اكنون نهاد هاي مدني و جنبش هاي اجتماعي كه صداي جامعه مدني هستند  نيز  به صف حاميان زيست محيطي و منابع طبيعي تبديل شده اند. در ايران نيز با وجود كم كاري دولت ها در زمينه حفاظت از محيط زيست دارند و بي مهري و حتي سخت گيري كه به نهادهاي مدني مي شود، نهادهاي مدني زيست محيطي  فعال بوده  و در حد توان خود اقدامات ارزشمندي انجام داده اند.با وجود ضعف نهادهاي مدني در لرستان خوشبختانه نهادهاي غير دولتي زيست محيطي در اين يك دهه توانسته اند خلا موجود در اين زمينه را تا حدي پرنموده و تلاشهايي در جهت حفظ محيط زيست بعمل آورده و اذهان جامعه را نسبت به خطرات زيست محيطي هوشيار نمايند.

ادامه نوشته

تاملی درفرهنگ زيست محيطي ما                                                                         

تاملی درفرهنگ زيست محيطي ما                                                                                                                                 مجتبي تركاراني(دكتري جامعه شناسي توسعه ازدانشگاه تهران)

 

دغدغه زيست محيطي و حفظ منابع طبيعي امروزه در سطح جهان از حد يك باور و نگرش شخصي فراتر رفته و به يك دستور(agenda) كار براي سياستگذاران و برنامه ريزان جهاني  در اجلاس و كنفرانس هاي جهاني بدل شده است.

 پيمان ها وکنوانسيون هاي  بين المللي  نظير كيوتو و بیانیه ریو دو ژانیرو  همگي در راستاي حفاظت از محيط زيست و جاوگيري از تهديدهاي پيش رو در آينده كره زمين هستند. ولي با اين همه هنوز دولت هاي سراسر جهان به دلايل مختلف از اجراي اين پيمانها سرباز مي زنند.

در كنار دولت ها اكنون نهاد هاي مدني و جنبش هاي اجتماعي كه صداي جامعه مدني هستند  نيز  به صف حاميان زيست محيطي و منابع طبيعي تبديل شده اند. در ايران نيز با وجود كم كاري دولت ها در زمينه حفاظت از محيط زيست دارند و بي مهري و حتي سخت گيري كه به نهادهاي مدني مي شود، نهادهاي مدني زيست محيطي  فعال بوده  و در حد توان خود اقدامات ارزشمندي انجام داده اند.با وجود ضعف نهادهاي مدني در لرستان خوشبختانه نهادهاي غير دولتي زيست محيطي در اين يك دهه توانسته اند خلا موجود در اين زمينه را تا حدي پرنموده و تلاشهايي در جهت حفظ محيط زيست بعمل آورده و اذهان جامعه را نسبت به خطرات زيست محيطي هوشيار نمايند.

چنين حركت هايي در سطوح اقشار خاصي از جامعه وجود دارد  ومتاسفانه اين گونه حركت ها چندان فراگير نبوده و در ميان عامه مردم دلبستگي ايجاد نكرده است. بسياري از افراد در عين اعتراف به مشكلات زيست محيطي و اقرار به پيامدهاي منفي فردي و اجتماعي و محيطي  اين مشكلات ، كمتر تلاشي فردی يا اقدامی جمعی در این جهت انجام می دهند.

در اين مقاله كوتاه برآنيم كه به بعضي از علل اجتماعی و فرهنگی این موضوع  اشاره كنم وبه پيش فرض ها و باورهاي) axiom ( عمومي كه در اين زمينه وجود دارند اشاره شود.

1-تصور فنا ناپذيري از منابع طبيعي: افراد تصور مي كنند همچنانكه از ازل تاكنون اين طبيعت بدين شكل ادامه داشته در آينده نيز همچنان ادامه خواهد داشت.  در حاليكه يافته هاي علمي نشان مي دهد هوا گرم تر شده ، يخ ها آب شده اند، دريا ها عقب نشيني كرده و جنگل ها بيابان شده اند ... اينها همه شواهد از بين رفتن محيط زيست و مصرف بيش از حد آنها بواسطه دخالت و استثمار آدميان است.

2- طبيعت حق همه است و همه حق دارند هر آنگونه كه بخواهند از آن استفاده كنند. اين  باور شايد در يك جامعه محدود . منابع گسترده و انسانهاي با تكنولوژي ساده تا حدي قابل فهم بود ولي با جمعيت هفت ملياردي  امروز و تكنولوژي هاي پيشرفته و آدميان جاه طلب و خودخواه امروز بيشتر به  يك جنون شبيه مي باشد.

3- ديگران  قبلا سهم خود را از طبيعت برده و پيشرفت كرده اند.من هم سهم خود را از طبيعت مي خواهم:اين باور و استدلال بيشتر از سوي افراد و گروههايي مطرح مي شود كه نابرابري موجود در جهان را قبول نداشته و خواهان اين هستند كه در اين مسابقه براي كسب فايده بيشتر از جهان بايد  سهم بيشتري از اين منابع داشته باشند پيامد اين نگرش و رفتار هم برايشان مهم نيست.

4-عدم آگاهي وباوربه وجود بحران هاي زيست محيطي و عمق بحرانها در آينده:جامعه ا ي كه تفكر علمي نداشته باشد نمي تواند روند بحرانها را پيش بيني و يا حتي آنها را درك نمايد . چنين جامعه اي تصور مي كند  اين بحرانها در اين حد واقعي نبوده و در آينده نيز مي توان تخريب محيط زيست  رابه راحتي  به حالت اول خود بر گردد. چنين تصورات متافيزيكي و اسطورهاي روند تكوين و فرسايش پديد ه هاي زيست محيطي را بصورت علمي باور ندارد.

5-وظيفه حفط محيط زيست به عهده دولت هاست. در جامعه اي كه دولت ها همه كاره اند حفظ زيست محيط نيز همچون ديگر امور به عهده دولت مي باشدو مردم نيازي به دخالت و همياري در اين زمينه ها نمي بينند. مانند مورد سهمیه بندی آب که با وجود اخطارهای مکرر دولت ها، مردم کمتر بدان توجه دارند و در هرصورت دولت را مسئول برآورده کردن آب و کمتر خورد را مقید به رعایت و صرفه جویی می دانند.

6-نگاه خشن و نامهربان به طبيعت: براي جامعه اي كه سابقه زندگي ايلي و عشايري داشته نگاه خشن و نامهربان نسبت به طبيعت وجود داشته است. چرا افراد مجبور بوده اند برای بقاء ومعیشت خود وخانواده ودامهايش را از طبيعت تامين نماید.چنين نگاه ابزارگرايانه اي باعث شده ، تا آنجا كه مي توانند از همه مواهب طبيعت بهره برداري كرده وكمتر محبتي در حق طبيعت داشته باشد.گرچه انسان مدرن امروز نیز نگاه خشن تر و ابزار گرایانه تری نسبت به طبیعت دارد. ولی انسان سنتي نیز نسبت به انسان مدرن اگرظلم كمتري نسبت به طبيعت روا داشته از ضعف ابزار هايش بوده نه از مهربانی اش با طبیعت!

7-نگاه گسسته و انزوا گرايانه از جهان پيرامون خود:اين تصور ريشه در اين نگاه دارد كه ما  فرآيند جهاني شدن را هنوز درك و دروني نكرده ايم.نمي دانيم با ديگر جهانيان در يك كشتي نشسته ايم و مي خواهيم زير پايمان را سوراخ كنيم. باور داريم كه ديگران وقتي بدي مي كنند خود مكافاتش را خواهند ديد. نمي دانيم كوتاهي كشور همسايه در محيط زيست گرد و غبارش را نصيب ما خواهد كرد.  هنوز در همان همان حال و هواي همان  نماينده اي مجلسي هستيم كه در مخالفت با پيوستن ايران به پيمان حفاظت از لايه ازون گفت:

"ما كه لايه ازن را سوراخ نكرده ايم آنهايي كه  آن راسوراخ كرده اند بروند و درستش كنند.!!!)

علاوه بر موارد بالا  عوامل اجتماعي و اقتصادي زير نيز در تقويت اين تصورات موثر بوده اند.

1-ناسازگاری  سبك زندگي ( تغذيه و فراغت و مناسك)جامعه با حفظ محيط زيست  .مانند سبك تغذيه اي كباب خوردن! وسبک فراغتی ...!)

2-گستردگي پديده فقر و برآورده نمودن نيازهاي معيشتي از طریق طبيعت:كشاورزي كه راهي جز كشت زمين هاي بي بازده ديم ندارد وزغال فروش كه كاسبي جز فروش زغال نمي شناسد ودامداري كه براي سير كردن شكم خانواده اش دام هايش را به قيمت نابودي مراتع افزايش مي دهد... تا زمانی که آلترناتیو و جانشین های مناسبی مطرح نشوند نمی توان انتظار تغییر رویه از آنهاداشت.

3-اولويت ارزشي يك جامعه فقير در حد برآورده نمودن نياز هاي مادي است درحاليكه دغدغه های زيست محيطي به گفته اينگلهارت جزء ترجیحات و اولویت های فرامادي می باشد. بنابراین براي كسي كه دغدغه گذران زندگي امروزو نان فرزندانش را دارد چه غم كه فردا درختان بلوط و يا درياچه گهر و...وجود نخواهد داشت. به عبارتی هنوز ارزشهای بقاء بر ارزشهای بیانی غلبه دارد.

4-در همه جوامع دغدغه های زيست محيطي متعلق به طبقه متوسط و بالاي جامعه شهري مي باشند. با توجه به اینکه در جامعه لرستان طبقه متوسط  مدرن هنوز ضعيف و نوپا مي باشدوحتی بسياري از افراد موجود در طبقه متوسط زمان تازه وارد این طبقه شده و خود را در این طبقه تثبیت  نکرده اند واحساس   ناامني هاي ذهني ناشي از  تثبيت موقعيت خود در طبقه متوسط و هراس از بازگشت به طبقه پايين را در ذهن خود دارند. بنابراین سبک زندگی و آرمانهای این طبقه نوپدید کمتر متمایل به محیط زیست است.

به اميد آنكه همه طبیعت را سرای خود بدانیم.