کند وکاوی در مورد" طلاق" در لرستان! امین روشن پور
طلاق، علل و پیامدهای آن زنجیره ای از مسایل اجتماعی امروز اکثر جوامع بشری است.
ایران نیز به عنوان یک کشور در حال توسعه همچنان با مسائل و چالش های متعدد دوران انتقال مواجه است. مسائلی که در نتیجه تضاد زندگی به شکل گذشته و سنتی با نیازهای ناشی از هجوم زندگی جدید و مدرن است. عدم تعادل بین زندگی گذشته و نیازهای حال و آینده باعث بروز بی نظمی و چالش هایی از قبیل: ناکارامدی آموزش وپرورش، بیکاری، فقر و نابرابری، افزایش بی رویه جمعیت، مهاجرت روستائیان به شهرها، فرار مغزها، بی هویتی، توسعه ناپایدار، آسیب های اجتماعی از قبیل طلاق، اعتیاد، خودکشی، فرار دختران و خشونت نوجوانان شده است.
در دانش نامه بین المللی(2002) طلاق، انحلال قانونی پیوند ازدواج تعریف شده است. طبق این تعریف ، از میان کلیه مشکلات اجتماعی هیچ یک به اندازه طلاق آثار بلند مدت ندارد!
هر قدر درباره آمار طلاق و پیامدهای آن بیشتر پژوهش کنیم، با واقعیتهای ناخوشایند بیشتری روبهرو میشویم که زندگی همه ما را تحت تاثیر قرار میدهد. طلاق مانند زمینلرزهای است که بنیان خانواده را درهم میکوبد و شیرازه آن را از هم میگسلد و افزون بر انفجار ناگهانی اولیه، پسلرزههایی نیز خواهد داشت که از سر گذراندن آنها گاه بسیار دشوارتر است.
افزایش نرخ طلاق طی دهه های اخیر فارغ از تبیین های جامعه شناختی یا جمعیت شناختی آن برای نظام شخصیت افراد یا روند توسعه جامعه، نگرانی هایی را نزد مسئولان و صاحب نظران حوزه علوم اجتماعی برانگیخته است.
طلاق یکی از مسائل اجتماعی در کشور و همچنین در استان لرستان است.
مسائل اجتماعی جامعه، پدیده هایی اجتماعی اعم از شرایط ساختاری و یا الگوهای کنشی هستند که در مسیر تحولات اجتماعی بر سر راه توسعه یعنی وضعیت موجود و وضعیت مطلوب مورد توجه مردم و گروههای اجتماعی قرار می گیرند و مانع تحقق اهداف و تهدید کننده ی ارزش ها و کمال مطلوب های آنها می شوند.
مسائل اجتماعی به عنوان پدیده های نامطلوب اذهان نخبگان و افکار عمومی مردم را به خود مشغول می دارند به طوری که نوعی وفاق و آمادگی جمعی برای مهار آنها پدید می آید که مقامات رسمی کشور را به چاره جویی و اقدام عملی در جهت اصلاح و یا رفع و پیشگیری از آنها وا می دارد.
به طور کلی صاحب نظران حوزه علوم اجتماعی معتقدند که مسائل اجتماعی در خلاء به وجود نمی آیند بلکه مسائل اجتماعی ناشی ازروابط و دایره ی ارتباطات انسانی است. به همین دلیل می شود با آموزش و پیش بینی های لازم مسائل اجتماعی را کاهش داد.
آمارها حاکی از این است که طلاق در جامعه ی لرستان در چند سال گذشته یک روند صعودی و افزایشی داشته تا جایی که در سال 91، 3000 واقعه طلاق در استان به ثبت رسیده این آمار در سال 92، به 3500 واقعه در طول سال رسیده، امروزه در جامعه ی لرستان از هر 5 ازدواج، یک مورد منجر به طلاق می شود، همچنین در هر 3 ساعت یک واقعه طلاق در استان به ثبت می رسد! این آمارها ی نگران کننده ،حاکی از این است که دستگاههای متولی امر طلاق باید چالش های طلاق در لرستان را شناسایی کنند تا شاهد کاهش این پدیده شوم اجتماعی در سطح جامعه باشیم.
در بحث مسائل اجتماعی به خصوص طلاق باید به این امر توجه کنیم که این مسائل چون چند بعدی، پیچیده، سیال وبین رشته ای هستند در بحث علل تاکید بر یک علت در تبیین آنها کافی نیست بلکه در به وجود آمدن آنها بسیاری از عوامل دخیل هستند.
از جمله دلایل اصلی برای جدایی زوجین می توان به مشکلات و مسایل اجتماعی و روانی از قبیل سن ازدواج و اختلاف سنی زوجین ،سطح تحصیلات و تفاوت تحصیلی زوجین،عوامل و مسائل خانوادگی،
سوء مصرف مواد و ارتکاب جرم، برآورده نشدن انتظارات از نقش همسری، ازدواج اجباری ،مشکلات جنسی
اختلالات روانی، ضعف در مهارتهای رفتاری و شخصیتی، فشارهای عصبی و خشونت، بچه دار نشدن ،اعتیاد؛ عوامل اقتصادی مثل فقر و فقدان منابع مالی و مشکلات فرهنگی اشاره کرد.
همچنین در دهه ی اخیر با گسترش فزاینده شهرنشینی، آمار طلاق نیز بالا رفته است که ناشی از تغییر الگوی زندگی است. اشاعه زندگی تجملاتی از طریق تلویزیون و ماهواره، چشم و هم چشمی ها، عدم آگاهی و تجربه زندگی اجتماعی به این پدیده دامن زده است.
همچنین با توجه به اینکه رده 18 تا 24 سال بیشترین آمار طلاق رو به خودشون اختصاص دادند و همچنین بیشتر آمار طلاق در لرستان مربوط به زوجینی است که زیر یک سال زندگی مشترک داشته اند، می توان گفت که انتخاب های غلط و نادرست را یکی از مهم ترین دلایل طلاق عنوان کرد!
در کنار این عوامل پژوهشهای انجام شده در طی سه دهه اخیر در بحث طلاق در ایران نشان می دهد که سه عامل اختلافات زوجین به خصوص اختلالات جنسی، مشکلات اقتصادی و ضعف اعتقادات مذهبی و اخلاقی از جمله دلایل اصلی پدیده طلاق در کشور است.
پیامدها
بسیاری از بررسی های انجام شده از رابطه بین طلاق با اعتیاد، جرم و بزهکاری، روان پریشی، عدم تعادل شخصیتی، مسائل آموزشی و تربیتی، خودکشی وجامعه ستیزی و نظایر آن حکایت می کند.
از آنجا که خانواده مهمترین نهاد اجتماعی محسوب می شود، هر گونه تزلزل در آن زنگ خطری جدی برای مسئولان ذی ربط است. در واقع با افزایش آسیب پذیری بنیان خانواده، آسیبهای اجتماعی دیگر نیز مجال ظهور می یابند.
با توجه به پیامدهای طلاق و آثار منفی که طلاق بر سلامت روانی –عاطفی افراد خانواده خصوصا کودکان دارد در ابتدا پیامدهای طلاق را بر روی کودکان و نوجوانان بررسی می کنیم.
- بزهکاری کودکان و نوجوانان و رفتارهای ضد اجتماعی آنان:
بطور کلی در بحث بزهکاری نوجوانان دو سوال مطرح می شود: نوجوان چه کسی است؟ و بزهکاری چیست؟ در پاسخ به سوال اول از معیار سن استفاده میشود. در سراسر جهان قوانینی که به بزهکاری نوجوانان مربوط میشوند یک حد سنی را مشخص میکنند. این حد سنی در کشورهای مختلف متفاوت است. در ایران ماده 19 آییننامه اجرای سازمان زندانها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور به این مسئله توجه کرده است. طبق این ماده « کانون اصلاح و تربیت مرکزی است که اطفال و نوجوانان بزهکار کمتر از 18 سال تمام در آنجا برای اصلاح، تربیت، و آموزش نگهداری میشوند. پاسخ به سوال دوم به مراتب مشکلتر است زیرا واژهی بزهکاری از ابهام بیشتری برخوردار است و معانی گوناگونی به آن نسبت داده میشود.کلمه delinquency از کلمه لاتین delinquere به معنای فراموشی و غفلت گرفته شده است و اصطلاحاً به این معنا است که معیارهای پذیرفتهشده رفتاری در یک جامعه مشخص از سوی عدهای از نوجوانان مورد غفلت قرار میگیرد.
در تعریف رفتار بزهکارانه به طور کلی قرن هاست اعمالی مانند اعتیاد، قتل، دزدی، نزاع، تخریب، کلاهبرداری، تجاوز، غارت، وحشی گری و آتش افروزی به عنوان رفتار بزهکارانه پذیرفته شده است.
تحقیقات نشان دهنده این است که طلاق و گسستگی خانواده تاثیری مستقیم و قطعی در بروز رفتار بزهکارانه در نوجوانان و جوانان دارد.
- پرخاشگری و ناسازگاری کودکان و فرار از منزل:
تحقیقات نشان می دهد که فقدان پدر و مادر، اضطراب و احساس نا امنی به خاطرنداشتن محیط گرم خانواده کودکان و نوجوانان را به سمت پرخاشگری و ناسازگاری سوق می دهد.
-افت تحصیلی کودکان( بچه های طلاق) انزوا طلبی و شرکت نکردن در امور اجتماعی مدرسه و فعالیت های فوق برنامه:
تحقیقات نشان دهنده این است که بچه های طلاق بیشتر از بچه های دیگر در معرض افت تحصیلی قرار می گیرند.
- مشکلات تربیتی و وضعیت نابسامان بچه های طلاق:
پس از طلاق کودک همچون مجسمه ای متحرک وعروسکی است که گاه نزد مادر، زمانی پیش پدر، هنگامی نزد عمه و گاهی در پرورشگاه است و پیداست که این دست به دست شدن ها ، عادت یافتن لحظه ای به خوی ها و تربیت ها و فرهنگهای متفاوت چه تاثیر نامطلوبی در روان کودک و در فرم تربیتی وی به جای می گذارد.
اختلالات شخصیتی:
از انجا که هسته مرکزی شخصیت افراد به نظر بسیاری از پژوهشگران در دوران کودکی شکل می گیرد این گونه کودکان در بسیاری از موارد دچار اختلالات شخصیتی خواهند شد. فرزندان طلاق در آینده اکثرا افسرده، گوشه گیر و منزوی و اعتماد به نفس انان نیز کم می باشد.
- استفاده از کودکان طلاق در توزیعمواد مخدر و دیگر فعالیت های غیر مجاز:
در مجموع می توان گفت که کودکان و نوجوانان مرگ پدر و مادر خود را راحتر از طلاق پذیرا هستند چرا که در فوت پدر و مادر پیوندهای عاطفی، شخصیتیو احساس و رشته های ارتباط روانی گسسته نمی شود یا کمتر سستمی شود و افسردگی و ملال کوتاه مدت و زود گذر هست در حالی که آثار طویل المدت طلاق در پسران و دختران بیشتر است و مشکلات ناسازگاری در تشکیل خانواده را به وجود می آورد.
راه حل:
-در حال حاضر بهترین راه حل ایجاد تیمهای تخصصی و مشاوره قبل و بعد از ازدواج است تا با ارائه راهکارهای مناسب به زوجین، آنان را در برقراری ارتباط موثر یاری نمایند. در این راستا می توان با تخصیص اعتبارات مالی و کاهش هزینه مراکز مشاوره علاوه بر تشویق افراد به این مراکز، اقدام به فرهنگ سازی مناسب در این زمینه کرد.
-ارائه برنامه های آموزشی مهارتهای اساسی زندگی در سطح مدارس و دانشگاه
-نقش رسانه به ویژه برنامه های رادیویی و تلویزیونی در باره آگاهی نسبت به شناخت بیشتر دربحث ازدواج
-ایجاد موسسات دولتی جهت رسیدگی به وضع کودکان طلاق
به امید روزی که افراد با شناخت بیشتری شریک زندگی خود را پیدا کنند...
عضو دفتر دانشگاهی انجمن جامعه شناسی لرستان